پست: 127 33 بار تشکر کرده 11 بار در 11 پست تشکر شده
تاریخ: شنبه 10 فروردین 1387 - 14:36 عنوان: زندگی نامه نظام
زندگی نامه نظامی گنجوی
اخلاق
در پاکی اخلاق و تقوی، نظیر حکیم نظامی را در میان تمام شعرای عالم نمیتوان پیدا کرد. در تمام دیوان وی یک لفظ رکیک و یک سخن زشت پیدا نمیشود و یک بیت هجو از اول تا آخر زندگی بر زبانش جاری نشدهاست. از استاد بزرگ گنجه شش گنجینه در پنج بحر مثنوی جهان را یادگار است که مورد تقلید شاعران زیادی قرار گرفتهاست، ولی هیچکدام از آنان نتوانستهاند آنطور که باید و شاید از عهده تقلید برآیند. این شش دفتر عبارتند از:
مخزن الاسرار، خسرو و شیرین، لیلی و مجنون، هفت پیکر، شرفنامه و اقبالنامه که همگی نشان دهنده هنر سخنوری و بلاغت گوینده توانا آن منظومه هاست.
سبک نظامی
نظامی از شاعرانی است که باید او را در شمار ارکان شعر فارسی و از استادان مسلم این زبان دانست. وی از آن سخنگویانی است که مانند فردوسی و سعدی توانست به ایجاد و تکمیل سبک و روشی خاص دست یابد. اگر چه داستانسرایی در زبان فارسی به وسیله نظامی شروع نشده لیکن تنها شاعری که تا پایان قرن ششم توانسته است شعر تمثیلی را به حد اعلای تکامل برساند نظامی است.
وی در انتخاب الفاظ و کلمات مناسب و ایجاد ترکیبات خاص تازه و ابداع معانی و مضامین نو و دلپسند و تصویر جزئیات بانیروی تخیل و دقت در وصف مناظر و توصیف طبیعت و اشخاص و به کار بردن تشبیهات و استعارات مطبوع و نو، در شمار کسانی است که بعد از خود نظیری نیافته است.
با وجود آنکه آثار نظامی از نظر اطناب در سخن و بازی با لفاظ و آوردن اصطلاحات علمی و فلسفی و ترکیبات عربی فراوان و پیچیدگی معانی بعضی از ابیات ،قابل خرده گیری است، ولی «محاسن کلام او به قدری است که باید او را یکی از بزرگترین شعرای ایران نامید و مخصوصاً در فن خود بی همتا و بی نظیر معرفی کرد.
نظامی در بزم سرایی، بزرگترین شاعر ادبیات پارسی است.
به جرأت می توان گفت که او در سرایش لحظه های شادکامی بی همتاست، زبانش شیرین است و واژگانش نرم و لطیف، و گفتارش دلنشین. آن گونه که در بازگویی لحظه های رزم، نتوانسته از فشار بزم رهایی یابد به اشعار رزم نیز ناخودآگاه رنگ غنایی داده است.
برجستگیها و ویژگیهای شعر نظامی
۱- تشبیهات و توضیحات او، زیبا و هنرمندانه و بسیار خیال انگیزند.
۲- در تصویر جزئیات طبیعت و حالات، بسیار تواناست.
۳- انتخاب الفاظ و کلمات مناسب که نتیجه آشکار آن، موسیقی شعر اوست.
۴- ایجاد ترکیبات خاص و ابداع و اختراع معانی و مضامین نو و دلپسند.
۵-تازگی معانی و ابداع ترکیبات تازه که در شعر نظامی به وفور یافت می شود، کلام وی را گاهی دچار ابهام می کند، علاوه بر اینها کثرت «لغات عربی» و «اصطلاحات علوم» و «اصول و مبانی فلسفه و معارف اسلامی» سخن این شاعر را دشوار و پیچیده کرده است.
ادعای تفرشی بودن نظامی
بعضا ادعاهائی بر تفرشی بودن این شاعر بزرگ موجود است. این ادعا عمدتاً توسط اهالی تفرش مطرح میگردد و طبق این ادعا روستای «تا» که از توابع تفرش است به عنوان زادگاه اصلی نظامی عنوان میگردد. منشا این ادعاها میتواند اشعار ذیل از اقبالنامه میتواند باشد.
به تفرش دهی هست «تا» نامف او
نـــظامــی از آنـــجا شــده نامجو
البته صحت و سقم اینکه این اشعار در اقبالنامه اصلی بوده و یا بعدا در آن وارد شده مورد بحث است.
دلایل زیادی در رد این ادعا ارائه شدهاست از جمله دلیل نبود منطقه یا روستائی بنام «تا» توسط استاد نفیسی. اما دلیل استاد نفیسی از آنجائیکه روستائی بدین نام موجود است قاطع نیست.
قاطعترین دلیل برای رد این ادعا این است که تفرش را تا پیش از قرن هشتم «طبرس» مینامیدند و این را میتوان در نام «شیخ طبرسی» – عالم و مفسّر قرن پنجم- دید.
درگذشت
همه عمر را به جز سفر کوتاهی که به دعوت قزل ارسلان (۵۸۱-۵۸۷) به یکی از نواحی نزدیک گنجه کرد، در وطن خود باقی ماند تا در سال ۶۰۲ در همین شهر در سن شصت و سه سالگی درگذشت و به خاک سپرده شد. بعضی درگذشت او را بين سالهاي ۵۹۹ تا ۶۰۲ و عمرش را شصت و سه سال و شش ماه نوشته اند.
آثار
خمسه یا پنج گنج نظامی شامل:
* لیلی و مجنون
* هفت پیکر
* خسرو و شیرین
* مخزنالاسرار
* اسکندرنامه مشتمل بر اقبالنامه و شرفنامه
قدیمی ترین مثنوی نظامی مخزن الاسرار است و بهترین آنها خسرو و شیرین است. _________________ Moist memories,Moist nights,Moist eyes...
What makes my eyes moist?
Dreams in my eyes
Make me laugh one moment, Make me cry the other
What vacuum is this?
Nobody knows...WHAT LIFE I LEAD
این مطلب آخرین بار توسط narges0018 در شنبه 10 فروردین 1387 - 15:15 ، و در مجموع 1 بار ویرایش شده است.
پست: 127 33 بار تشکر کرده 11 بار در 11 پست تشکر شده
تاریخ: شنبه 10 فروردین 1387 - 15:00 عنوان:
زاری کردن فرهاد از عشق شیرین (برگرفته از کتاب خسرو و شیرین)
چو دل در مهر شیرین بست فرهاد بر آورد از وجودش عشق فریاد
بسختی می گذشتش روزگاری نمی آمد زدستش هیچ کاری
نه صبر آنکه دارد برگ دوری نه برگ آنکه سازد با صبوری
فرو رفته دلش را پای در گل ز دست نهاده دست بر دل
نپیچیده سر از سودای شیرین پشوریده دل از صفرای شیرین
زبان از کار و کار از آب رفته ز تن نیرو،ز دیده خواب رفته
چو دیو از زحمت مردم گریزان فتان خیزانتر از بیمار خیزان
گرفته چو کوه و دشت از بیقراری وزو در کوه و دشت افتاده زاری
سهی سروش چو شاخ گل خمیده چو گل صد جای پیراهن دریده
زگریه بلبلخ،وز ناله بلبل گره بر دل زده چون غنچۀ گل
غمش را در جهان غمخواری نه زیارش هیچ گونه چاره ای نه
دو تا زآن شد که ره خار می کند چو خار از پای خود مسمار می کند
نه از خارش غم دامن دریدن نه از تیغش هراس سر بریدن
ز دوری گشته سودایی به یکبار شده دور از شکیبایی به یکبار
ز خون هر ساعت افشاندی نثاری پدید آوردی از رخ لاله زاری
زناله بر هوا چون کله بستی فلکها را طبق درهم شکستی
چو طفلی تشنه کآبش باید از جام نداند آب را و دایه را نام
زگرمی برده عشق آرام او را بجوش آورده هفت اندام او را
رسیده آتش دل در دماغش ز گرمی سوخته همچون چراغش
ز مجروحی دلش صد جای سوراخ روانش بر هلاک خویش گستاخ
بلا و رنج را آماج گشته بلا ز اندازه، رنج از حد گذشته
چنان از عشق شیرین تلخ بگریست که شد آواز گریش بیست در بیست
من حدودی از این گزیده زاری کردن فرهاد از عشق شیرین نوشتم انشاالله اگر خدا توقیق بده سعی می کنم بیشتر بنویسم از این کتاب و کتاب لیلی و مجنون _________________ Moist memories,Moist nights,Moist eyes...
What makes my eyes moist?
Dreams in my eyes
Make me laugh one moment, Make me cry the other
What vacuum is this?
Nobody knows...WHAT LIFE I LEAD
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید شما نمیتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید