اورهان پاموك - نويسندهي اهل تركيه - برندهي جايزهي نوبل ادبيات سال 2006 شد. پاموك اين جايزه را بهخاطر مجموعهي آثارش كه به تقابل فرهنگها ميپردازد، بهدست آورد. آكادمي نوبل در سوئد اعلام كرد، پاموك در كاوش روح افسردهي زادگاهش، نمادهاي تازهاي از برخورد و در هم پيچيدن فرهنگها را كشف كرده است. سال پيش هارولد پينتر انگليسي برندهي اين جايزه شد .
ايسنا
***
به نقل از شبکههای خبری و رادیو تلویزیونی ترکیه، جایزه نوبل به پاموک به دلیل "فعالیتهای وی در نزدیک سازی فرهنگها از طریق ادبیات" اعطا شده است. کتابهای پاموک که از مشهوترین نویسندگان معاصر ترکیه است، به 34 زبان ترجمه و در بیش از 100کشور جهان منتشر شده است. پاموک در سال گذشته میلادی نیز نامزد دریافت جایزه نوبل ادبیات بود.
خبرگزاری مهر
***
سدالله امرايي -مترجم- اظهار داشت: براي اينكه چرا نويسندگان و شاعران ايراني جايزه نوبل را دريافت نكردهاند، بحثهاي فراواني مطرح است. اما يك نكته مهمي كه در اين ميان مطرح است اين است كه آثار مهم فارسي به زبانهاي مختلف دنيا معرفي نشده است.
وي افزود: اگر ميبينيم كه نويسندگان آفريقاي جنوبي آثارشان مطرح ميشود، به اين دليل است كه آنها به انگليسي مينويسند و حوزه زباني وسيعي را زير پوشش خود دارند.
اين مترجم ادامه داد: بيشتر نويسندگاني كه برنده نوبل شدهاند، نويسندگاني بودهاند كه آثار خوبي از خود به جا گذاشتهاند. گرچه در مواردي در اهداي جايزه نوبل حق كشي و ناداوري هم بوده است. مثلاً وقتي كه تولستوي زنده بود، 9 سال بود كه از اهداي جايزه نوبل ميگذشت، يا جيمز جويس نويسنده بسيار بزرگي بود كه تأثير فراواني بر ادبيات دنيا گذاشت، اما برنده جايزه نوبل نشد. در حالي كه به جاي آنها به كساني جايزه دادهاند كه فقط نام تاريخ ادبياتي از آنها باقي مانده است.
امرايي با بيان اينكه نوبل الزاماً افتخار ادبي نيست و بيشتر به نوعي ارجگذاري است، افزود: البته در سالهاي اخير خيلي از نويسندگاني كه نوبل بردهاند، هيچ وقت آثارشان در ايران با استقبال مواجه نشد و ترجمه نشد. بنابراين ميبينيم كه ولعي در خواندن و ترجمه آثار آنها وجود ندارد. كساني مثل گونتر گراس هم پيش از اينكه جايزه نوبل را بگيرند، در ايران مطرح بودند. رمان «موش و گربه» قبلاً توسط «كامران فاني» ترجمه شده بود.
وي در پايان گفت: البته بايد تمامي نويسندگاني را كه برنده جايزه نوبل ميشوند معرفي كرد، اما متأسفانه اين اتفاق در همه موارد نميافتد. مثلا نويسنده زن اتريشي كه در چند سال گذشته برنده جايزه نوبل شد هيچ مورد استقبال قرار نگرفت.
خبرگزاري فارس
***
هفتاد و شش سالگي «هارولد پينتر» كسي كه نميدانست چرا برنده نوبل شده است . «هارولد پينتر» كه سال گذشته برنده جايزه نوبل ادبيات شد، امروز هفتاد و شش ساله ميشود؛ اين نمايشنامهنويس بريتانيايي بعد از اعلام انتخابش به عنوان برنده جايزه نوبل به خبرنگاران گفت: «نمي دانم به چه دليل من را انتخاب كردند.»
هارولد پينتر با توليد 29نمايشنامه، دنياي تئاتر و سينما را در نورديده است. اما شهرت او بيش از هرچيز به خاطر عقايد سرسخت سياسي اوست. او پيشنهاد جان ميجر، نخست وزير پيشين انگلستان را براي دريافت عنوان شواليه رد كرد. او منتقد صريح جنگ عراق است و به اين خاطر، توني بلر و جرج بوش را شديداً مورد حمله قرار داده است.
پينتر در سال 1985 با آرتور ميلر، نمايشنامهنويس آمريكايي به تركيه سفر كرد، و در آنجا براي ابراز مخالفتش در مورد رفتار با زندانيان در عراق، به سفارت آمريكا رفت. اما آمريكاييها او را از سفارت بيرون انداختند. تجربه پينتر از سفر به تركيه و آشنايي او با زبان كردي، انگيزه نوشتن نمايشنامه «زبان كوهستاني» در سال 1988، توسط وي شد.
خبرگزاري فارس
***
اعطاي جايزه نوبل ادبيات سال جاري به "اورهان پاموك" نويسنده تركيهاي در عين خرسندي و شادي عمومي در محافل ادبي و سياسي اين كشور، واكنشهاي متفاوتي را نيز در پي داشت.
پاموك در سالهاي گذشته نسل كشي ارامنه در دوره عثماني را "يك واقعيت" خوانده و گفته بود " ۱/۵ميليون ارمني در اوايل قرن بيستم به دلايل و طرق مختلف كشته شدهاند." پاموك همچنين از مساله كردهاي تركيه نيز سخن به ميان آورده و از "كشته شدن بيش از ۳۰هزار كرد در درگيريهاي مناطق كردنشين" سخن رانده است. اين مواضع پاموك در مورد دو موضوع "نسل كشي ارامنه" و "مساله كرد" كه از تابوهاي مهم جامعه تركيه به شمار ميرود، نوك حملات محافل ملي گرا را متوجه او كرده و پاموك را آماج شديدترين حملات ملي گرايان تركيه قرار داده است.
برخي از نويسندگان تركيه مانند خانم "آلو آلاتلي" نيز اعطاي جايزه نوبل به پاموك را به عنوان "موضعگيري اتحاديه اروپا نسبت به تركيه" ارزيابي كردهاند. وي در گفتگو با شماره جمعه روزنامه "صباح" گفته است: "اگر پاموك ذرهاي شرف روشنفكري داشته باشد، ميبايد اين جايزه را رد كند." به گفته خانم آلاتلي، شايد همزماني تصويب طرح "مجازات منكران نسل كشي ارامنه" در مجلس فرانسه و اعلام اعطاي جايزه نوبل ادبيات به پاموك، براي شخص اورهان پاموك يك بدشانسي باشد، ولي در ارزيابي مواضع كشورهاي اتحاديه اروپا، حتي جايزه نوبل و اعطاي اين جوايز نيز يك موضعگيري سياسي محسوب ميشود. به گفته آلاتلي، مسئولان اعطاي نوبل، اين جايزه را سالها از نويسنده چيره دست و بزرگي مانند "ياشار كمال" دريغ كردهاند و آن را به يك نويسنده متوسط الحال مانند پاموك اعطا كردند و اين مساله نيز ميبايد به دقت مورد بررسي قرار گيرد.
ياشار كمال" نويسنده چيره دست تركيه كه سالهاي متمادي نامزد دريافت جايزه نوبل ادبيات بوده، در راس اين عده قرار دارد. وي در گفتگو با رسانههاي تركيه گفت كه بعد از اعلام خبر اعطاي جايزه به پاموك، خواهان تماس مستقيم تلفني با وي شده، ولي به دليل اين كه پاموك در آمريكا به سر ميبرد، اين امر ميسر نشده و با پست الكترونيكي اين موفقيت را به وي تبريك گفته است. ياشار كمال با عنوان اين كه پاموك شايسته دريافت اين جايزه بود، گفت:
"در مورد ادامه موفقيتهاي ادبي پاموك هيچ شكي ندارم."
به نوشته شماره جمعه روزنامه "راديكال"، "ديويد مراديان" رييس انجمن نويسندگان ارمنستان، اعطاي جايزه نوبل به پاموك را "يك پيام جدي و قوي به تركيه" ارزيابي كرده است.
پاموك در سال گذشته ميلادي نيز نامزد دريافت جايزه نوبل ادبيات بود.
جمهوري اسلامي
***
گزيده ترجمه مقالهای از اورهان پاموک برای چه کسی مینویسید؟ سؤال این است.
در سالهای میانی دهه 70 وقتی من برای اولین بار تصمیم گرفتم رماننویس شوم ، این سؤال ، دید اقشار بیٰفرهنگ نگهداشته شده جامعه را منعکس میکرد که عقیده داشتند هنر و ادبیات برای کشورهای غیرغربی فقیر که درگیر مشکلات گذار به مدرنیسم هستند ، امورات لوکسی هستند.
در سالهای بعد کسانی که میپرسیدند : " برای چه کسی مینویسی" ، بیشتر علاقه داشتند بدانند ، مشتاقم کدام بخش جامعه آثارم را بخواند و دوست داشته باشد. میدانستم که این سوال به منزله یک تله است ، چرا که اگر جواب نمیدادم "من برای فقیرترین و مستضعفترین لایههای جامعه مینویسم" ، متهم به جلب حمایت از سوی حاکمان و بورژواهای ترکیه میشدم. این را هم در نظر بگیرید که به هر نویسنده خیراندیش بیریایی که اظهار کند برای کشاورزان و کارگران مینویسد ، یادآوری خواهد شد که غیرمحتمل است که کتابهایش به وسیله مردم بیسواد خوانده شود.
در سالهای دهه 70 وقتی مادرم از من میفپرسید "برای چه کسی مینویسی؟" ، لحن غمگین و دلسوزانهاش به من میفهماند که او واقعا در حال پرسیدن این سؤال است که "برای حمایت از خودت ، چگونه برنامهریزی میکنی؟"
خوانندگان ادبی این روزها در انتظار کتابی از گابریل گارسیا مارکز ، جی ام کوئتزی یا پل آستر میمانند ، همانطور که پیشینیان آنها در انتظار کتاب تازهای از دیکنز میماندند. به این ترتیب خوانندگانی که یک رماننویس ادبی پیدا میکند ، بسیار بیشتر از خوانندگانی است که همان رماننویس در کشور زادگاهش دارد.
نویسندگان برای خوانندگان آرمانیشان می نویسند ، برای کسانی که دوستشان دارند ، برای خودشان یا برای هیچ کس. همه اینها درست است ، ولی این مطلب هم صحیح است که نویسندگان ادبی امروزه برای خوانندگانشان مینویسند. از همه اینها ممکن است این نتیجه را بگیریم که نويسندگان ادبی امروزه به تدریج به این سمت و سو میروند که کمتر برای اکثریت غالب هممیهنانشان بنویسند -همان کسانی که کمتر آثار آنها را میخوانند- و بیشتر برای اقلیت کوچک جهانی به نویسندگی میپردازند.
سايت يك پزشگ
***
قبل از اعلام جايزه :
درحاليكه حدود 24 ساعت به زمان اعلام برنده جایزه نوبل ادبیات در سال 2006 باقي مانده است، رسانههاي سوئدي محمود دولتآبادی نویسنده برجسته ایرانی و اورهان پاموک نویسنده جنجال برانگیز ترک را عنوان افرادي معرفي كردهاند كه بيشترين بخت را براي تصاحب اين جايزه دارند.
فرح ربیعی خبرنگار ایرانی رادیو و تلویزیون «نور» شهر گوتنبرگ سوئد در اين زمينه به خبرنگار خبرگزاري شهر گفت: محمود دولتآبادی 20 سال نامزد جایزه نوبل ادبیات بوده است و بسیاری از خبرگزاریهای سوئدی حدس میزنند که دیگر باید نوبت برنده شدن به او رسیده باشد.
سايت شهر
یکی از دلایلی که آثار ایرانی مورد توجه قرار نمی گیره اینه که نویسنده ایرانی نمی یاد اثرش رو طبق استانداردهای داستان نویسی دنیا بنویسه. به نظر من اصلا مقوله کتاب، چه خوندنش و چه درست مربوط و معقول نوشتنش، تو کشور ما غریبه. طرف اول صحبتم خودمم(یه وقت به شما بر نخوره!)
به دلیل دیگشم می تونه انزوای کشور ما از دیگر کشورهای مطرح دنیا از جمله آمریکا باشه!
این نظر منه! شما چی فکر می کنید؟!
پست: 183 11 بار تشکر کرده 30 بار در 28 پست تشکر شده
تاریخ: سهشنبه 18 دی 1386 - 18:39 عنوان:
shirfarhad, سيد عزيز من با شما موافقم گاها تاريخ ادبيان را كه ورق مي زنيم مي بينيم كه ادبيات داستاني ايران و نظم و نثر ايران تاريخي كهن تر از كشوري مانند تركيه دارد .اما تزكيه به علت روابطش با آمربكا و ديگر كشورهاي اروپايي و استفاده از تجربيات آنها توانسته خودش را در اكثر زمينه بالا بكشد و رشد كند .
سوالي هميشه ذهن مرا مشغول كرده است گرچه از سياست زياد خوشم نمي ياد ولي اينكه چرا ما ايراني ها فكر مي كنيم هر كشوري كه با آمريكا رابطه دارد حتما جزو نوچه هاي آمريكا است .
بيشترين مهاجرين ايراني در آمريكا هستند چون ايراني ها هميشه به دنبال بهترين و قدرتمندترين ها هستند . چرا بايد بگوييم مرگ بر آمريكا وقتي به عنوان نمونه تمامي ايراني ها ايميلي به نام ياهو و گوگل و ماكروسافت دارند چرا ؟ مگر نه اين است كه در اسلام پيامبر بزرگوار هر روز كه از مسيري مي گذشت . پيرزن يهودي بر سر پيامبر خاكستر و آشغال مي ريخت .اما يك روز كه پيامبر مي بيند كه آن پيرزن نيست به جاي اينكه خوشحال بشود مي رود در مي زند و مي فهمد كه مريض بوده است و به عيادت مي رود ....
آيا پيامبر نمي توانست آن زن را نفرين كند تا جا در جا پودر شود ؟ آيا اين داستان ها درس و عبرت نيست ؟
ياد جمله اي از نويسنده ژاپني افتادم كه در سفر نامه خود قيد كرده بود كه در آمريكا و كشور هاي غربي اسلام ديدم اما مسلمان نديدم ولي در ايران و كشورهاي عربي مسلمان ديدم اما اسلام نديدم .
اميدوارم مسلمان واقعي شويم و سعي كنيم و از تجربيات كشورهاي توسعه يافته استفاده كنيم .
زيادي سياسي شد . مي ترسم اينجا رو هم مثل بقيه جاها ف-لتر كنند .( حتي ديگر نمي شود نام في-لتر را صحيح نوشت ) چرا كه ممكن است سايت را ببندند .
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید شما نمیتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید