sanam
مدير


پست: 12 0 بار تشکر کرده 3 بار در 1 پست تشکر شده
|
تاریخ: سهشنبه 15 اسفند 1385 - 12:24 عنوان: معدل " ترجمه " د |
|
|
ترجمه را هنر هشتم می دانم / مترجم باید در زبان بومی خود آفرینشگر و نویسنده باشد
دکتر میرجلال الدین کزازی - نویسنده ، پژوهشگر و استاد دانشگاه علامه طباطبایی ، گفت : " ترجمه ادبی " گونه ای از هنر است و شاید بتوان آن را به عنوان هنر هشتم در کنار هفت هنر دیگر نامید .
وی در گفتگو با خبرنگا رفرهنگ و ادب مهر ، با بیان این مطلب افزود : " ترجمه " در سالیان پیش ، چندان در زبان پارسی اثر گذار نبوده است مگر در آن برگردانیهایی که از زبان تازی - عربی به فارسی انجام می گرفته ، آن هم هنگامی که برگردان به شیوه ای نگارین و هنری نوشته می شده است ، اما در روزگار کنونی درپی ترجمه ، نوشته ها و کتابهای فرنگی در شمار بسیار انجام گرفته و زبان فارسی از زبان ترجمه به گونه ای اثر پذیرفته است.
دکتر میرجلال الدین کزازی در این زمینه که مترجم باید از لحاظ خلق آثار ادبی هم طراز با مولف باشد یا خیر ، گفت : به متنی که از زبان بیگانه به زبان مادری برگردانیده می شود بستگی دارد ، اگر متن ، متنی ادبی باشد خواه ناخواه ترجمان باید که در زبان مادری خود آفریننده و نویسنده باشد تا بتواند آن متن ادبی را به فارسی برگرداند، اما اگر متن در زمینه های دیگر بود بایسته کار ترجمه، تنها آشنایی با دو زبان است و با واژه های ویژه در زمینه ای که از آن ترجمه می کند.
این نویسنده و استاد دانشگاه تصریح کرد : از دید من ، ترجمه ، گونه ای از هنر است و شاید بتوان آن را " هنرهشتم " در کنار هفت هنر دیگرنامید ، هنگامی که ما می گوییم ترجمه هنر است ، پذیرفته ایم همه آن چه ویژگی ها و چگونگی که در اثر هنری سراغ می گیریم در ترجمه هنری هم پذیرفته و رواست .
این پژوهشگر ادبی به مهریاد آور شد : یکی از این ویژگی های بنیادین بر هنر آن است ، هنر کاروسازی است که ناخود آگاهانه حتی می توان گفت ناخواسته به انجام می رسد ، به سخن دیگر آموزه ها و آگاهی ها هنگامی در آفرینش هنری، ترجمه ادبی می تواند سودمند و کار ساز باشد که به رفتاری درونی و نا خودآگاهانه دگرگون شده باشد ، در این پایه نمی توان کسی را با آموزش فن ترجمه به ترجمانی توانا دگر گون کرد، این آموزه ها تنها می تواند راه را به ترجمان نشان بدهد ، اما مترجم می باید نخست در زبان بومی خویش آفرینشگر و نویسنده باشد ، سپس آموزه های ستانده را به کنش های نهادین و ناخودآگاهانه دگر گون کرده باشد تا بتواند اثری ادبی را به شایستگی به زبان مادری خود برگرداند .
دکتر کزازی در پایان خاطر نشان کرد : ترجمه درست ، ترجمه ای است که ترجمان توانسته باشد در آن تا آنجا که در توان اوست ساختارها و سوی مندیهای گونه گون درمتن نخستین را به زبان دوم برگرداند، دشواری کار در ترجمه ادبی در همین نقطه نهفته است، در این ترجمه ترجمان تنها با ساختار زبانی مانند دیگر ترجمه ها روبه رو نیست ، اما باید افزون بر ساختار زبانی، ساختار معنی شناختی ، زیبا شناختی، روان شناختی و دیگر ساختارهای نهفته در متن نخستین را به زبان مادری خویش برگرداند. |
|