admin
مدیر كل سایت


پست: 243 11 بار تشکر کرده 40 بار در 38 پست تشکر شده
|
تاریخ: یکشنبه 13 مرداد 1387 - 17:06 عنوان: مراسم شب " آلبرت |
|
|
 |
| بند انگشتی, برای دیدن عکس به صورت کامل بر روی آن کلیک نمایید |
شب آلبرتو موراویا - نویسندهی ایتالیایی - روز گذشته (شنبه، ۱۲ مرداد) در مركز هنرپژوهی نقش جهان برگزار شد. علی دهباشی در این مراسم در سخنانی با موضوع «آلبرتو موراویا؛ یك دورهیتمام» به شرح زندگانی این نویسنده پرداخت و گفت: آلبرتو موراویا كه ناماصلیاش، آلبرتو پینكرله بود، در ۲۸ نوامبر ۱۹۰۷ در خانوادهای ثروتمند دررم به دنیا آمد. موراویا یكی از رماننویسان برجستهی ایتالیا در قرنبیستم بود كه در رمانهایش به بیگانگی اجتماعی، آشفتگیهای روحی و عاطفیدر جهان مدرن، فساد اخلاقی و اگزیستانسیالیسم میپرداخت. موراویا با رمانضدفاشیست خود با عنوان «دنبالهرو» به شهرتی جهانی دست یافت و همین رمان،برناردو برتولوچی - فیلمساز نامآور ایتالیایی - را بر آن داشت تا فیلمیبا همین عنوان بسازد. مدیرمسؤول بخارا خاطرنشان كرد: آلبرتو پینكرله نام مستعار موراویا را برایخود برگزید، كه نام مادری پدربزرگش بود. موراویا كه در ۹سالگی به سلاستخوان مبتلا شد، نتوانست تحصیلات مدرسهیی داشته باشد. این بیماری كهبیشك مهمترین واقعهی زندگیاش شد، او را پنج سال در رختخواب نگه داشت.سه سال را در خانه گذراند و دو سال را در آسایشگاهی در شمال شرقی ایتالیا.پدر موراویا آرشیتكت بود و كتابخانهای غنی از آثار كلاسیك داشت. موراویااز همان سالهای نخست با آثار كلاسیك جهان آشنا شد و میتوان ازداستایوفسكی، جویس، ارسطو، شكسپیر، مولیر و مالارمه به عنوان نویسندگانمورد علاقهاش یاد كرد. این پژوهشگر در ادامه افزود: موراویا سال ۱۹۲۵، آسایشگاه را ترك كرد و بهبریكس رفت و در آنجا نخستین رمانش را نوشت. «بیتفاوتها» در سال ۱۹۲۹ باسرمایهی شخصی به چاپ رسید و روایتگر تحلیلی واقعگرایانه از فساد اخلاقیمادری است از طبقهی متوسط به همراه دو فرزندش. در همین دوران بود كه كارروزنامهنگاری خود را با مجلهی «۹۰۰» آغاز كرد و در همانجا نخستینداستانهای كوتاه خود را به چاپ رساند. او همچنین تصریح كرد: سالهایی كه به جنگ جهانی دوم انجامید، سالهایدشواری بود. در سال ۱۹۴۱، حكومت فاشیستی رمان «صورتك» موراویا را توقیفكرد و طولی نكشید كه دیگر آثار وی نیز ممنوع شد. در سال ۱۹۴۱ با الزامونته - نویسندهی مشهور ایتالیایی - ازدواج كرد. آن دو به گریز از دولتفاشیستی مجبور شدند خارج از رم و بعد دور از ایتالیا زندگی كنند و در ماهمی ۱۹۴۴، پس از آزاد شدن رم، به ایتالیا برگشت و به نوشتن در روزنامههایمعتبر آن زمان روی آورد. دهباشی یادآور شد: موراویا در تمام این سالها مینوشت؛ رمان، فیلمنامه،داستان كوتاه و نیز همكاری مدام با روزنامهها داشت و در سال ۱۹۵۲ جایزهیادبی ایتالیا را برد كه سبب شد كتابهاش به زبانهای دیگر ترجمه شود.اهمیت موراویا در تاریخ ادبیات قرن بیستم ایتالیا، بیش از هرچیز بهواسطهی روایات او از مسائل اجتماعی، تجسم فساد اخلاقی، ناكامیهایاجتماعی و عاطفی و پلشتیهای دوران حكومت فاشیسم بود. موراویا برای نیل بهاین منظور از سبكهای مختلف داستاننویسی سود میجست؛ از رئالیسم تاسورئالیسم. از آثار او میتوان به كتابهای «دنبالهرو»، «صورتك»،«بیتفاوتها»، «زندگی زیبا»، «فریب»، «بازی پنهانی»، مجموعهی داستان«معشوق بینوا»، «زنی از رم»، «نافرمانی» و «عشق زناشویی» اشاره كرد. ویدر ۲۶ سپتامبر ۱۹۹۰ چشم از دنیا بست. او در پایان گفت: طی مأموریت روبرتو توسكانو این افتخار را داشتیم كهبرنامهای را برای معرفی نویسندگان ایتالیایی برگزار كنیم و برنامههاییرا برای بزرگداشت اومبرتو اكو و همچنین ایتالو كالوینو در خانهی هنرمندانبرگزار كردیم، كه وی در آن دو برنامه، سخنرانیهایی داشت كه نشان ازاحاطهی كاملش نسبت به ادبیات و فرهنگ ایتالیا دارد. همچنین در این مراسم، روبرتو توسكانو گفت: در پی سپری شدن پنج سال ازمأموریتم، الآن در شرایطی قرار گرفتم كه از شما خداحافظی كنم و این آخرینابتكار عمل فرهنگی است كه در خدمت شما هستم؛ به همین خاطر از فرهنگستانهنر و همچنین مجلهی بخارا كه اینچنین ابتكار عملی را پیش آوردهاند،متشكرم. او در سخنانی دربارهی موراویا نیز گفت: در سال ۱۹۲۲، بر اساسسرمایهگذاری نویسنده، رمان «بیتفاوتها» منتشر میشود كه وی در زمانانتشار این رمان، ۲۲ سال دارد. رمان «بیتفاوتها» به زندگی اجتماعی یكخانوادهی متوسط ایتالیایی میپردازد كه نشان از فساد اجتماعی این خانوادهدارد و فساد مادری كه كنار دو فرزندش زندگی میكند. سفیر ایتالیا در ایران در ادامه با روایت اجمالی از رمان یادشده و تبیینضعفهای اخلاقی هركدام از شخصیتهای این رمان، دربارهی كار موراویا گفت:از ویژگیهای این نویسنده، این است كه به آن چیزهایی میپردازد كه بهآنها پرداخته نشده است. این بیتفاوتی اخلاقی كه در رمان به آن پرداختهمیشود، نشان از فرومایگی هریك از شخصیتهای داستان دارد كه هموارهسرخوردگی اجتماعی افراد را نیز نشان میدهد. همچنین این رمان در پی نشاندادن بسته شدن روزنههای اخلاقی و سیاسی در آن زمان ایتالیاست. توسكانو همچنین در ادامه دربارهی شخصیت موراویا گفت: موراویا در سن۲۰سالگی، شخصیت سیاسی ندارد و چنین شخصیتی بعدها در وی شكل میگیرد؛چنانچه خود در گفتوگویی در سال ۱۹۵۰ به این مسأله تأكید میكند؛ امانباید فراموش كنید كه از سوی منتقدان ایتالیایی، نافذترین نگاهی كهجامعهی ایتالیایی تحت سیطرهی فاشیسم را تبیین میكند، نگاه موراویاست.درواقع رمان غیرسیاسی موراویا میتواند به بهترین نحو، رمان را به گونهایبه كار گیرد كه وضع سیاسی اجتماعی دورهای از تاریخ ایتالیا را به دور ازتكرار مكررات به تصویر بكشد و قدم در فضایی میگذارد كه به تبیین واقعیچهرهی انسانی بپردازد. او در پایان خاطرنشان كرد: موراویا بیتفاوت نبود و از ما میخواهد كه قدم در راه بیتفاوتی نگذاریم. رضا قیصریه نیز در سخنانی دربارهی موراویا خاطرنشان كرد: بدون شك درادبیات قرن ۲۰ ایتالیا، كمتر نویسندهای جایگاه موراویا را پیدا كردهاست. البته مقصودم این نیست كه نویسندگان دیگری در ایتالیا وجود ندارند.مطمئنا ایتالیای قرن ۲۰، نویسندگان بزرگی دارد كه خیلی از آثارشان بهزبانهای دیگر ترجمه شده است. درواقع، موراویا یك پویایی اجتماعی داشت كهدیگر نویسندگان نداشتند؛ زیرا ما با موراویای نویسنده، ژورنالیست وتحلیلگر سیاسی مواجهایم؛ چنانچه مقالهای كه دربارهی سقوط دیوار برلیندر سال ۱۹۸۹ نوشته بود، نشان از مشی تحلیلی وی در اتفاقات سیاسی دارد. این مترجم زبان ایتالیایی متذكر شد: از سویی، ما با موراویای سفرنامهنویسمواجهایم كه به پنج قارهی جهان سفر كرده است. درواقع، موراویا از معدودافرادی بود كه در سال ۱۹۶۵ در چین حضور داشت و خود از نزدیك شاهد انقلابفرهنگی چین بود. او به كشورهای خاورمیانه سفر كرد و همچنین دو بار بهایران آمد. همچنین میتوانیم از موراویای مستندساز هم صحبت كنیم. ویفیلمهای مستند بسیاری دارد كه همین اواخر به مناسبت یكصدمین سال تولدش،مستندهایش را در تلویزیون ایتالیا پخش كردند. از سویی دیگر، ما باموراویایی مواجهایم كه منتقد سینمایی است. وی از سویی با منتقدان سینماییایتالیا در ارتباط است و از سویی دیگر، مقالات پژوهشی و تحقیقی در زمینهیسینما منتشر میكند. قیصریه در ادامه به تبیین سبك این نویسندهی ایتالیایی پرداخت و گفت:بیمار شدن وی در سن كودكی عاملی است كه سبب میشود آثار كلاسیك اروپا راتا قرن نوزدهم به دقت بخواند و بیشتر از همه آثار داستایوفسكی رامیخواند و همچنین در همان آسایشگاهی كه هست، زبانهای آلمانی، انگلیسی وفرانسه را یاد میگیرد كه سبب میشود فرهنگی وسیعی را كسب كند. همچنینادبیات جهان را خوب میشناسد و نقش مهمی در معرفی صادق هدایت بهایتالیاییها دارد. این مترجم و نویسنده متذكر شد: موراویا خودش را پیرو داستایوفسكی میداند؛یعنی به دنبال درونكاوی شخصیتهایش است و این علاوه بر آن نظریات فلسفیاست كه در آثارش دنبال میكند. مانسونی - نویسندهی قرن ۱۹ ایتالیا - ازدیگر نویسندگانی است كه وی از او تأثیر پذیرفته و درواقع، موراویاروایتگری این نویسنده را میپذیرد. دیگر نویسندهی ایتالیایی كه بر ویتأثیر بسیاری گذاشته، لوییجی پیراندلوست. از سویی ما میبینیم جنگ دومجهانی در شخصیتپردازیهای این نویسنده تأثیر بسیاری گذاشته است كه به طورمشهود میتوانیم آن را در داستان «بیتفاوتها» ببینیم. تمام مدتی كهشخصیتپردازی میكند، روحیات و خلقیات شخصیتهایش را در نظر میگیرد؛ بهتعبیری همهی آثار موراویا بیانكنندهی روحیات و خلقیات مردم ایتالیای۱۹۲۱ تا پایان مرگ نویسنده است. قیصریه با تبیین نگاه موافقان و مخالفان آثار این نویسندهی ایتالیایییادآور شد: در سال ۱۹۷۵، كتاب «زندگی نفسانی» را منتشر میكند، كه بهاعتقاد منتقدان ایتالیایی، تكرار همان رمان «بیتفاوتها» بوده است ومنتقدان رسما از وی خواستند كه دیگر ننویسد و پس از انتشار این كتاب، ویرا حسابی محكوم كردند. او در ادامه به وجه روزنامهنگاری این نویسنده نیز اشاره كرد و از وی بهعنوان روزنامهنگاری متبحر یاد كرد كه گفتوگویی تاریخی با دبیركل حزبكمونیست ایتالیا انجام داد و درواقع، این نشاندهندهی عمق فكر و شناختشاز جریانهای سیاسی است. رضا قیصریه در پایان شعری را از این نویسندهی ایتالیایی خواند و همچنینبخشی از پیام وی را كه در سفر به آفریقا به نویسندگان آن سرزمین داده بود.اما آنتونیا شركا موراویا را نویسندهی رنسانسی تعبیر كرد و این را بهدلیل ابعاد مختلف این نویسنده دانست و خاطرنشان كرد: رابطهی موراویا -نویسندهی چندوجهی قرن بیستم ایتالیا - را با سینما میتوان از سه نظرمورد بررسی قرار داد؛ اولین وجه موراویا در مقام منتقد سینمایی است. نگاهكاوشگر، نقاد و در عین حال نقدپدیر، از او تماشاگری حرفهیی و صاحبنظرمیسازد. همكاری موراویای منتقد از سال ۱۹۴۵ با روزنامه «لیبه استامیا» ومجلهی هفتگی «لانوئووا ائوروپیا» آغاز میشود و در سه دهه پایان حیات وی(از ۱۹۵۷)، ستون ثابتی در معروفترین مجلهی هفتگی ایتالیا «اسپرسو» بهنقد و بررسی فیلمهای روز ایتالیایی و خارجی به یادداشتهای موراویااختصاص مییابد. مجموعهی ۱۴۸ نقد كه در كتاب «در سینما» در سال ۱۹۷۵ بهچاپ رسید، گزیدهای از همین نقدهاست. موراویا غیر از نقد، مقالات وتحقیقاتی نیز دربارهی هنر هفتم به رشتهی تحریر درآورده است. این مترجم خاطرنشان كرد: وجه دوم این نویسنده در مقام فیلمنامهنویس استكه فعالیت فیلمنامهنویسی او از سال ۱۹۳۷ و با همكاری در نوشتنفیلمنامهی «اومنی بوس» ساختهی لئو لونگانزی شروع شد. از مهمترینفیلمهایی كه موراویا در نوشتن فیلمنامهی آنها همكاری داشته میتوان به«وسوسه» (لوكینو ویسكونتی – ۱۹۴۳)، اولین فیلم مكتب نئورئالیسم ایتالیا،«زن شهرستانی» (ماریو سولداتی – ۱۹۵۳)، «ماده گرگ» (آلبرتو لاتوادا –۱۹۵۳)، «زن رودخانه» (ماریو سولداتی – ۱۹۵۵) و «داستانهای تابستانی»(جانی فرانچولینی – ۱۹۵۸) اشاره كرد كه در دو فیلم اخیر، موراویا طراحسوژه بوده است. آشنایی و دوستی عمیق او با پازولینی، آغازگر یك رشتههمكاری مستمر در عرصهی سینما شد. شركا در ادامه اذعان كرد: وجه سوم موراویا در مقام نویسندهای است كهبیشترین اقتباسهای سینما از آثار او شده است. مضامین محوری آثار موراویاهمانند از خودبیگانگی اجتماعی و اگزیستانسیالیسم ناشی از شكوفایی اقتصادیدههی ۶۰ میلادی، جنسیت مدرن و رابطهاش با گشایشهای سیاسی به عنوانمهمترین پارادایمهای فرهنگی قرن بیستم اروپا و داستانهای كوتاه و بلندیكه موراویا در نمایش ملال، بیتفاوتی، نافرمانی، تحقیر، دگردیسی ارزشها،تزویر و ریا و ... نوشته است، دستمایهی كار بزرگترین فیلمسازان روزگاراو شد و به این ترتیب، شاهكارهایی سینمایی مانند «دو زن» (ویتوریو دسیكا –۱۹۶۱)، «ملال» (دامیانو دامیانی – ۱۹۶۴)، «تحقیر» (ژان لوك گدار – ۱۹۶۳)،«دنبالهرو» (برناردو برتولوچی – ۱۹۷۰) و ... بر اساس مهمترین آثار اوخلق شده است. وی در پایان تصریح كرد: جالب است بدانید كه یكی از سه اپیزود فیلم دههیشصتی محسن مخملباف، «دستفروش»، با عنوان «نوزاد» بر اساس یكی ازداستانهای موراویا به همین نام با ترجمهی رضا قیصریه، ساخته شده است. در شب آلبرتو موراویا همچنین گفتاری از این نویسندهی ایتالیایی با عنوان«در آن سوی دیوار در میان ملتها» توسط بیتا رهاوی خوانده شد، كه موراویادر این گفتار به تبیین نگاه خود دربارهی چگونگی آغاز و سرانجام دیواربرلین حرف زده بود. در پایان مراسم نیز فیلم مستندی از زندگی این نویسندهی ایتالیایی به نمایش درآمد. _________________ فرشاد غضنفري |
|