admin
مدیر كل سایت


پست: 242 11 بار تشکر کرده 39 بار در 37 پست تشکر شده
|
تاریخ: پنجشنبه 17 مرداد 1387 - 11:41 عنوان: ادبیات ایران هم مانند دیگر چیزها |
|
|
 |
| بند انگشتی, برای دیدن عکس به صورت کامل بر روی آن کلیک نمایید |
انتقاد امین فقیری از تقلیدهای ناشیانه امین فقیری معتقد است با اعتقاد بر اینكه برخی داستاننویسان در این دهه ناشیانه از فرمهای رایج ادبیات غرب تقلید میكنند، همچنین گفت: ادبیات دارد یك مقدار خصوصی میشود. این داستاننویس پیشكسوت عنوان كرد: به نظرم، داستاننویسی این دهه در چند سال اول، خوب پیش رفت و نویسندگان زن و مرد با ذوق و شوق بیشتری مینوشتند؛ ولی وقتی به دیوار سانسور برخورد كردند، این كارها خوابیدند و ذوق و اشتیاقها مقداری فروكش كرد. او در ادامه افزود: به اعتقاد من، آدم جز اینكه روی رمان بزرگی كار كند، راهی ندارد؛ وگرنه با این وضع، حال و حوصلهی كار كردن روی داستان كوتاه نیست. در شرایطی كه اثری برای دریافت مجوز میبایست یك یا دو سال منتظر بماند و آنهم شاید اجازه بدهند یا نه، دیگر نویسنده برای نوشتن سرد میشود. فقیری خاطرنشان كرد: من این هفت سال اخیر را به دو دوره تقسیم میكنم، كه یك قسمت آن امیدواركننده و درخشان بود كه كتابها تندتند بیرون میآمدند و قسمت دوم، این اواخر است كه وقتی به كتابفروشی میروی، به زور كتاب جدیدی میبینی. نویسندهی «دهكدهی پرملال» یادآور شد: داستاننویسی ما اصلا عقبگرد نكرده است؛ یعنی هرچه جلوتر آمدهایم، كارها بهتر شده است. البته شاهكاری به آن معنا بهوجود نیامده است كه آدم روی آن انگشت بگذارد؛ در عین حال، درصدی از كارهای خوب رو به عالی است. او همچنین تصریح كرد: موضوعاتی كه در داستانها دنبال میشود، بیشتر حدیث نفس است؛ یعنی نویسندگان یك مقدار درونگرا شدهاند و سعی میكنند از چیزهایی اجتماعی فرار كنند، كه علتش هم این است كه سخت گوشهگیر شدهاند و با مردم آن تماس واقعی را ندارند و ادبیات یك مقدار دارد خصوصی میشود. فقیری متذكر شد: البته یك عده نویسنده هستند كه مردم را اصل میدانند و سعی میكنند هنوز هم برای مردم بنویسند؛ هرچند كارشان ظاهر مدرن و متفاوتی داشته باشد؛ در عین حال، آن اصل كار را فراموش نمیكنند و زیر پوست كارشان، آن عشق به مردم وجود دارد. او تصریح كرد: ادبیات این دهه به نوعی ادامهی ادبیات دههی ۷۰ است؛ انگار یك ملودی دارد كامل میشود و تمام اجزایش به تدریج كنار هم قرار میگیرد و كامل میشود. او وجود فرمهای ناشیانه در برخی داستانها را از ایرادهای داستاننویسی این دهه دانست و افزود: برخی از داستانها را میخوانی، حتا میبینی فرم هم آنطوری كه باید، نیست و گاه تقلیدهای ناشیانهای صورت میگیرد؛ در حالیكه ادبیات خوب آمریكا چیز دیگری است و آنجا كه مهد داستان كوتاهنویسی است، میبینیم هیچیك از این بازیها و ترفندها نیست و راحت حرفشان را میزنند و میروند. در عین حال، آنها سعی میكنند موضوع را با دقت پیش ببرند، تا خواننده را از هر نظر مبهوت كنند؛ اما ما در ادبیات خود این چیزها را نمیتوانیم ببینیم و بیشتر مخاطب را بازی میدهیم. این نویسنده خاطرنشان كرد: شما وقتی داستانی را میخوانی، پشیمان میشوی؛ چون به سختی آن را تمام میكنی؛ یعنی تعلیق ندارد و گره زیر پوست داستان حركت نمیكند و اگر حرف بزنی، متهم میشوی كه ادبیات پسامدرن را درك نكردهای؛ در حالیكه آدم، خوب متوجه میشود آنها به علت فقر فرهنگی كه دارند، كارهایی میكنند و خودشان را زیر عنوان پسامدرن پنهان میكنند. من بیتجربگی، آسانگیری و همچنین نداشتن مطالعهی عمیق را دلایل این رفتارها میدانم. هرچند برخی خوب میخوانند؛ اما عدهای اهل زحمت كشیدن نیستند كه بدانند در ادبیات جهان چه میگذرد. امین فقیری در پایان گفت: درواقع، این عده خیلی آسان میخواهند به شهرت و موفقیت برسند، كه خوشبختانه با وجود تمام این نواقص، باز هم غربالهایی هست كه دانههای درشت را جدا كند. البته چیز دیگری كه به این مسأله دامن میزند، انتشار كتاب با هزینهی خود نویسنده است، كه این آفت خیلی بدی است و درواقع سبب میشود كتاب گزینش نشود. هرچند برخی ناشران بهنام و كار خود اهمیت میدهند و كتاب را برای انتشار به دست متخصصانی میسپرند، تا بخوانند و نظر دهند و سپس آن را منتشر میكنند.
گزارش : خبرگزارى ايسنا _________________ فرشاد غضنفري |
|