admin
مدیر كل سایت


پست: 246 11 بار تشکر کرده 40 بار در 38 پست تشکر شده
|
تاریخ: دوشنبه 15 مرداد 1386 - 23:46 عنوان: گفتفوگو با ارسل� |
|
|
اين روزها بازار ترجمه داغ است و آنچه در اين ميان ضرورت خود را بيش از پيش به جامعه نشر و نوشتار تحميل مىفكند بحث پيرامون شگردهاى ترجمه است. بنابراين تصميم گرفتيم هراز چند گاهى با يكى از مترجمان كشور درباره اين موضوع گفتفوگو كنيم.
چه فرقى ميان ترجمه آكادميك و ترجمه ادبى وجود دارد؟
هر نوع ترجمهفاى به هر حال انتقادى مفاهيمى از زبانى به زبان ديگر است. در متون علمى مؤلف يا نويسنده در بيان و انتقال مفاهيم مورد نظرش از زبانى شفاف و بدون ايهام، از واژگانى تك معنايى و به دور از بازىفهاى لفظى و صناعت ادبى سود مىفجويد و به همين دليل نيز مترجم در برگردان اثر از همان سبك و سياق پيروى مىفكند. اما در ترجمه رمان و داستان كار بسى پيچيدهفتر است. مترجم متون ادبى علاوه بر تسلط كامل به زبان مبدأ و زبان مقصد بايد سبك نويسنده را بشناسد و به همان سبك در فارسى بنويسد، حال و هوا و روح رمان را به زبان مقصد منتقل كند.
آيا مىفتوان در ارزيابى ترجمه صرفاً به روايت فارسى اتكا كرد؟
خير. ممكن است متن فارسى خيلى شيوا و روان باشد، اما در عين حال به دور از امانتدارى. در اين مورد مثالفهاى زيادى مىفشود آورد. مترجمى كهنهفكار كه همه مىفشناسندش كتابى يك جلدى را پس از ترجمه به چند جلد تبديل مىفكرد و خوانندگانش با لذت زياد آن را مىفخواندند. اين ديگر ترجمه نيست،، پروردن سوژهفاى است كه خود مترجم فاقد آن بوده.
به عقيده جنابعالى معيار ترجمه خوب چيست؟
به نظر من ترجمه خوب، ترجمه مفهومى است به برگردان و كنار هم چيدن واژهفها. من در كار ويراستارى موارد زيادى را ديدهفام كه جملهفاى از لحاظ دستورى هيچ اشكالى نداشته، يعنى اجزاى جمله همگى به درستى به كار رفته بودند، اما جمله در مجموع بىفمعنا بود و هيچ پيامى را به من خواننده فارسى زبان منتقل نمىفكرد. خوب اين هم نوعى »ترجمه« است و اگر به مترجم اعتراض كنى، در پاسخ فرهنگ لغت دو زبانه را رو مىفكند. وقتى مىفگوييم ترجمه مفهومى، به اين معنا نيست كه مترجم جملهفاى را بخواند، بعد كتاب يا متن اصلى را به كنارى بگذارد و هر مفهومى را كه برداشت كرده است به زبان فارسى بنويسد. همان طور كه قبلاً گفتم هر نويسندهفاى سبكى دارد، هر داستانى روح و بافتى دارد، گرهگاهها دارد و سرانجام منطق خاص خودش را دارد. مترجم خوب بايد اين نكات را بشناسد و با بيشفترين استفاده از معادلفهاى دقيق بكوشد تا اثر را به فارسى سليس، روان و قابل فهم منتقل كند، توالى و روال داستان را در هم نشكند، بافت داستان را از هم نگسلد و بويژه گرهگاهها و تكرارهاى عمدى نويسنده را به مخاطب ايرانى انتقال دهد.
آيا به نظر شما اين كار نوعى خيانت در امانت نيست؟
به هيچ وجه. اين كار عين امانتدارى است. شما بايد فكر كنيد كه اگر نويسنده مىفخواست اين اثرش را به فارسى بنويسد، چگونه مىفنوشت و پيامش را چگونه منتقل مىفكرد، بعد ترجمه را شروع كنيد و در يك كلام ترجمه خيانتى است عين امانتدارى بايسته و دوست داشتنى.
آخرين كتابى كه ترجمه كردهفايد چه نام دارد؟
رمانى است به نام »زندگى نو« نوشته اورهان پاموك نويسنده نوگراى تركيه. اين نويسنده در حال حاضر مطرحفترين نويسنده تركيه است و آثارش به اكثر زبانفهاى زنده دنيا ترجمه شده و مورد استقبال قرار گرفته است. در خود تركيه هم آثار اورهان پاموك جزء پرفروشفترين آثارند. كما اينكه همين رمان »زندگى نو« در عرض دو سال به چاپ هفتادم رسيده است. البته من قبل از »زندگى نو« رمان ديگرى از همين نويسنده به نام »قلعه سفيد« ترجمه كرده بودم كه انتشارات ققنوس آن را چاپ كرد و قصد داشتم كليه آثار او را به فارسى ترجمه كنم. اما متأسفانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى مجوز نشر »زندگى نو« را صادر نكرد و الان حدود يازده ماه است كه من و ناشر منتظر صدور مجوز براى انتشار آن هستيم
تمام حقوق اين مطالب مربوط به "" كتاب هفته "" است _________________ فرشاد غضنفري |
|